تفاوت فسخ و اقاله

بر خلاف فسخ که نیازمند احراز و تأیید آن از سوی مرجع قضائی است، اقاله نیازمند تأیید از سوی مرجع قضائی نیست.

 

تاریخ رای نهایی: 1393/12/25     شماره رای نهایی: 9309970223201680

رای بدوی

در خصوص دادخواست آقای م.خ. با وکالت آقای ع.خ. به طرفیت ع.س. و س.خ. به تقاضای الزام خواندگان به پرداخت تضامنی اصل خواسته به مبلغ 000/000/700/1 ریال با احتساب خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ملاحظه می‌نماید که وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی چنین توضیح داده است که موکلش اقدام به خرید یک باب آپارتمان حسب مبایعه‬نامه 3/11/92 از خواندگان نموده است ولی به دلیل عدم امکان انتقال رسمی ملک مذکور برا بر توافق‬نامه‌های 18/12/92 و 28/3/93 خواندگان متفقاً ملزم به پرداخت مبلغ خواسته در حق خواهان شده‌اند تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را نموده است دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده با عنایت به اینکه وقوع عقد بیع فی‬مابین خواهان و خواندگان حسب مستندات محرز بوده و به اعتقاد دادگاه با وقوع عقد مذکور مالکیت سندی بر مبیع و مالکیت بایع بر ثمن مستقر نشده است و قسمت اعظم مبلغ موردمطالبه نیز به عنوان ثمن معامله در حق خواندگان تودیع شده و چنانچه خواهان مدعی فسخ ( اقاله) قرارداد مذکور می‌باشند به نظر این دادگاه باید بدواً تأیید فسخ یا اقاله قرارداد مذکور را از دادگاه خواسته و با زایل نمودن آثار حقوقی مبایعه‬نامه، متقاضی استرداد ثمن تودیعی گردند نظر به اینکه دادخواست تقدیمی بدین نحو تقدیم شده است فلذا قابلیت استماع با کیفیت فعلی را نداشته به استناد ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی مطروحه را صادرو اعلام می‌دارد رأی صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.
رئیس شعبه 9 دادگاه عمومی حقوقی شهریار - منتظری


رای دادگاه تجدید نظر

تجدیدنظرخواهی آقای م.خ. با وکالت آقای ع.خ. به طرفیت آقای ع.س. و خانم س.خ. نسبت به دادنامه شماره 01219 مورخ 24/8/93 شعبه نهم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان شهریار، که به‌موجب آن در مورد دعوی تجدیدنظرخواه مبنی بر مطالبه مبلغ یک میلیارد و هفتصد میلیون ریال با احتساب خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه، قرار عدم استماع دعوی صادر شده است. دادگاه با توجه به اینکه مبنای صدور قرار تجدیدنظرخواسته، عدم تأیید فسخ یا اقاله قرارداد از سوی مرجع قضایی بوده که این استدلال فاقد حمایت قانونی است چرا که با اقاله صورت گرفته از سوی طرفین برابر سند عادی ارائه شده، پیوست پرونده، ضرورتی به تأیید آن از سوی مرجع قضایی نمی‌باشد، و از آثار تفاسخ، استرداد هر یک از عوضین معامله به اصحاب دعوی می‌باشد. لذا با پذیرش تجدیدنظرخواهی مستنداً به ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض قرار صادره پرونده جهت رسیدگی ماهیتی به دادگاه بدوی اعاده می‌شود. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 32 دادگاه تجدیدنظر استان تهران – مستشار دادگاه
قمری - علائی
http://faskh.blogfa.com

فسخ یکجانبه قرارداد اجاره از سوی شهرداری

تصدیق خسارت ناشی از فسخ یکجانبه اجاره‌نامه از سوی شهرداری از مصادیق امور راجع به وظایف واحدهای دولتی نبوده و رسیدگی به آن در صلاحیت دیوان نمی‌باشد.

 

تاریخ رای نهایی: 1392/02/29     شماره رای نهایی: 9209970902800506

رای بدوی

در خصوص شکایت (الف.ب.) به طرفیت شهرداری به خواسته تصدیق خسارت ناشی از مفاد اجاره‌نامه و فسخ یک طرفه آن، با توجه به محتویات پرونده و اسناد و مدارک ابرازی و نظر به این‌که طبق ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری، شکایت از تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی و مأمورین واحدهای دولتی در امور راجع به وظایف آن‌ها قابل طرح در شعب دیوان عدالت اداری بوده، در حالی که خواسته شاکی ناشی از عدم ایفای تعهد و از موضوعات حقوق خصوصی بوده و از جمله مصادیق ماده مذکور نبوده و از دایره شمول آن خارج است، بنابراین شکایت به کیفیت مطروحه قابل طرح در دیوان عدالت اداری نبوده و قرار رد شکایت صادر و اعلام می‌گردد. قرار صادره قطعی است.
 رئیس شعبه 28 دیوان عدالت اداری ـ مستشار شعبه
 جباری ـ پراینده شهرستانی
http://faskh.blogfa.com

انفساخ عقود جایز به‌موجب جنون

جنون در صورتی باعث انفساخ عقود جایز (وکالت) می‌شود که جنون دائمی ‌باشد بنابراین به‌صرف وجود جنون ادواری عقود جایز منفسخ نمی‌شوند.

 

تاریخ رای نهایی: 1392/09/06     شماره رای نهایی: 9209970221501162

رای بدوی

در خصوص دعوی خانم ص.ص. به قیمومیت از آقای ب.ز. با وکالت آقایان ک.ش. و ب.د. به‌طرفیت آقایان 1ـ آقای ج.ع.  2ـ آقای م.ع. 3ـ آقای ج.م. با وکالت آقای ب.ع. 4ـ آقای الف.م. با وکالت آقای ر.ک. 5ـ آقای ع.ی. به خواسته الف) ابطال وکالت‌نامه شماره 58329 مورخ 10/10/83 دفترخانه شماره .... تهران، 8944 مورخ 4/10/84 دفترخانه .... تهران، شماره 8863 مورخ 16/2/86 دفترخانه .... تهران و شماره 57539 مورخ 24/4/86 دفترخانه ..... تهران ب) ابطال اسناد رسمی شماره 104089 مورخ 15/7/85 و شماره 29643 مورخ 9/5/86 دفترخانه .... تهران ج) الزام به تنظیم سند رسمی د) خلع ید با احتساب خسارات دادرسی نظر به اینکه حسب دادنامه شماره 617 مورخ 4/4/86 صادره از شعبه 45 دادگاه عمومی تهران آقای ب.ز. به لحاظ جنون ادواری از تاریخ 18/7/84 محجور تشخیص داده‌شده است و با اعتراض ثالث خواندگان ردیف سوم و چهارم نسبت به این حکم طی دادنامه شماره 283و282ـ 281 مورخ 23/3/90 شعبه 45 دادگاه عمومی تهران با اصلاح تاریخ حجر از مهرماه 84 مردود اعلام‌شده و این دادنامه حسب گواهی مورخ 28/9/90 دفتر شعبه مذکور به لحاظ عدم تجدیدنظرخواهی قطعیت یافته است و نظر به اینکه مطابق ماده 678 قانون مدنی با محجوریت وکیل یا موکل عقد وکالت منفسح می‌گردد و در ما‌نحن‌فیه با حجر آقای ب.ز. وکالت‌نامه شماره 58329 مورخ 10/10/83 مرتفع گردیده و مشارٌالیه اختیاری نداشته است تا آن اختیارات را طی سند وکالت‌نامه رسمی شماره 8944 مورخ 4/10/84 به خوانده ردیف سوم واگذار نماید، لذا وکالت‌نامه اخیر و سایر وکالت‌نامه‌ها و عقودی که بر مبنای این وکالت‌نامه تنظیم گردیده به لحاظ فقد قصد و اختیار باطل می‌باشد. بنابراین دادگاه دعوی مطروحه را وارد و ثابت دانسته و مستنداً به مواد 190و 678و 682 قانون مدنی و مواد 198و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر ابطال وکالت‌نامه‌های شماره 58329 و 8944 و 8863 و شماره 57539 و اسناد رسمی شماره 104089 مورخ 15/7/85 و 29643 مورخ 9/5/86 و محکومیت خواندگان ردیف سوم تا پنجم به پرداخت هزینه دادرسی و حق‌الوکاله وکیل در حق خواهان صادر می‌کند و نظر به اینکه الزام خواندگان ردیف اول و دوم به تنظیم سند رسمی منوط به مالکیت آنان نسبت ملک متنازع‌فیه است و خلع ید نیز فرع بر مالکیت خواهان می‌باشد و مالک کسی است که ملک در دفتر املاک به نام آنان به ثبت رسیده باشد و در ما‌نحن‌فیه خواندگان مزبور و خواهان در حال حاضر مالکیتی نسبت به ملک موصوف ندارند، لذا دعوی در این قسمت در وضعیت فعلی قابلیت استماع را ندارد و مستنداً به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ردّ دعوی صادر می‌گردد. رأی صادره نسبت به خوانده ردیف پنجم غیابی و نسبت به سایر خواندگان حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.
دادرس شعبه 35 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ احمدی


رای دادگاه تجدید نظر

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ج.م. به‌طرفیت خانم ص.ص. قیم آقای ب.ز. (محجور) و تجدیدنظرخواهی قیم مذکور به‌طرفیت آقایان 1ـ ج.ع. 2ـ م.ع. 3ـ ج.م. 4ـ الف.م.  5ـ ع.ی. نسبت به دادنامه شماره 714 مورخ 2/7/91 صادره از شعبه 35 دادگاه عمومی حقوقی تهران که مطابق آن دعوای قیم محجور به خواسته ابطال اسناد رسمی انتقال و وکالت‌نامه‌ها به شرح 1ـ وکالت‌نامه 58329 مورخ 10/10/83 دفترخانه .... تهران موضوع اعطای وکالت از طرف آقای ج.ع. و م.ع. به آقای ب.ز. در مورد انتقال ملک موضوع پلاک ثبتی 867 فرعی از 2167 اصلی مفروز و مجزی شده از 101 بخش تهران 2ـ وکالت‌نامه شماره 8944 مورخ 4/10/84 دفترخانه .... موضوع اعطای تفویض وکالت‌نامه آقای ج.م. از طرف آقای ب.ز. 3ـ سند انتقال 104089 مورخ 15/7/85 دفتر 204 تهران موضوع انتقال ملک از طرف آقای ج. با توجه به اختیارات حاصل از وکالت‌نامه در سابق به خودش 4ـ وکالت‌نامه شماره 8863 مورخ 16/2/86 دفترخانه ..... تهران از طرف آقای ج. به آقای ع. 5ـ وکالت‌نامه 57539 مورخ 14/4/86 دفترخانه .... تهران تفویض اختیارات وکالتی از طرف آقای ع. به آقای الف.م. 6ـ سند انتقال رسمی 29643 مورخ 9/5/86 دفتر 453 موضوع انتقال ملک مذکور از طرف آقای م. به خودش و الزام به تنظیم سند رسمی و خلع ید با احتساب خسارات دادرسی به لحاظ جنون عارض شده از تاریخ مهرماه 84 به آقای ب.ز. و منفسخ شدن وکالت موضوع سند رسمی شماره 58329 مورخ 10/10/83 و متفرع بودن سایر وکالت‌نامه‌ها و اسناد رسمی وکالت مذکور مستند به مواد 190 و 679 و 682 قانون مدنی حکم بر ابطال اسناد وکالت‌نامه‌های موضوع خواسته صادر گردیده و دعوای خلع ید و الزام به تنظیم سند رسمی به‌طرفیت خواندگان ردیف اول و دوم به‌ لحاظ عدم مالکیت و متفرع بودن خلع ید بر مالکیت منتهی به صدور قرار ردّ دعوی گردیده دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و لوایح تقدیمی ازآنجاکه عقد وکالت در زمره عقود اذنی است که اراده وکیل و موکل به‌طور مستمر در حال تجدید برای انجام موضوع وکالت می‌باشد و از این حیث جنون به شرح ماده 678 قانون آیین دادرسی موجب مرتفع شدن عقودی است که قبل از آن به‌طور صحیح واقع‌شده به لحاظ اینکه جنون باعث قطع رابطه و استمرار تجدید اذن در انجام نیابت بین وکیل و موکل بوده است فلذا جنون در حین عقد به لحاظ مخدوش و زایل بودن ارکان عقد به شرح ماده 190 قانون مدنی به شرح ماده 682 قانون مدنی موجب ابطال بوده و از طرفی جنون قبل از وقوع عقد به لحاظ استمرار جنون و تسری به مرحله عقد با عنایت به‌مراتب فوق و زوال ارکان باطل بوده لیکن در مانحن‌فیه که به شرح دادنامه شماره 617ـ 86 شعبه 45 دادگاه عمومی تهران جنون ادواری از مهرماه 1384 عارض شده است ازآنجاکه در مورد جنون ادواری برخلاف جنون دائم به شرح ماده 1213 قانون مدنی اقدامات حقوقی فرد در زمان افاقه نافذ بوده، مشروط به مسلم بودن افـاقـه و از طرف دیگر در جنون ادواری برخلاف جنون دائم که با عارض شدن آن به لحاظ قطع دائمی استمرار تجدید اراده وکیل و موکل عقود قبل و بعد دچار ایراد حقوقی می‌شود قطع استمرار تجدید اراده وکیل و موکل دائمی نبوده و مقطعی بوده است و با زایل شدن جنون و حاکمیت افـاقـه صرفاً آن بخش از عقودی که حین عقد واقع‌شده‌اند به لحاظ معیوب بودن ارکان اساسی باطل می‌باشد لیکن در مورد عقود جایز قبل از عارض شدن جنون ادواری با عنایت به مسبوق بودن جنون صحت عقود و توجهاً به تحقق افاقه بعد از جنون مقطعی و عدم انجام اقدام قانونی از طرف فرد با لحاظ فوریت مبنی بر عزل یا استعفاء کماکان اراده فرد مبنی بر بقاء عقد و استمرار وکالت محرز می‌شود لذا جنون ادواری متصرف از مفاد ماده 678 قانون مدنی است و مفاد ماده مذکور با عنایت به‌مراتب سابق‌الذکر مراجعت به جنون دائم دارد نه ادواری. در مورد تحقق عقد جایز بعد از عارض شدن جنون ادواری در فرضی که افاقه در هنگام عقد مسلم باشد، ایرادی به عقد وارد نبوده اگرچه بار اثبات افاقه در این فرض به عهده مدعی افاقه می‌باشد بنابراین در مانحن‌فیه با عنایت به اینکه از تاریخ عارض شدن جنون ادواری در تاریخ مهرماه 1384 تا زمان انتقال دائمی ملک به شرح سند انتقال شماره 104089 مورخ 15/7/85 دفتر 204 تهران اقدامی دال بر انحلال عقد از طرف شخص محجور با عنایت به اینکه در حالت افاقه اقدامات حقوقی او نافذ است انجام‌نشده است و قرائن و امارات حاکم بر تنظیم اسناد به شرح لوایح تقدیمی 407ـ 92 منتسب مسلم بوده افاقه در هنگام وضع عقد مذکور بوده است و از این حیث ایرادی بر وکالت‌نامه‌های 8944 مورخ 4/10/84 و وکالت‌نامه 58329 مورخ 10/10/83 وارد نبوده بنابراین دادگاه با وارد تشخیص دادن تجدیدنظرخواهی مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رأی معترض‌عنه  را در بخش حکم ابطال وکالت‌نامه‌ها و اسناد انتقالی نقض نموده و حکم بر ابطال دعوای ابتدایی در بخش مذکور صادر و اعلام می‌نماید و در مورد قرار ردّ مربوط به الزام به تنظیم سند رسمی و دعوی خلع ید با عنایت به اینکه رأی معترض‌عنه  واجد ایراد موجه و اساسی نبوده با ردّ تجدیدنظرخواهی مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رأی معترض‌عنه را تأیید و ابرام می‌نماید. رأی دادگاه قطعی است.
رئیس شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
عشقعلی ـ جمشیدی
http://faskh.blogfa.com
 

اسقاط ضمنی حق فسخ توسط بایع

مطالبه ثمن از سوی فروشنده، در صورت داشتن حق فسخ به لحاظ عدم پرداخت ثمن، حق فسخ وی را از بین می‌برد.

 

تاریخ رای نهایی: 1392/11/13     شماره رای نهایی: 9209970238001502

رای بدوی

در خصوص دعوی آقای الف.ک. فرزند ح. به‌طرفیت آقای ب.م. فرزند ق. مبنی بر اعلام فسخ معامله به انضمام خسارات وارده بدین شرح که خواهان در دادخواست تقدیمی عنوان داشته یک قطعه زمین به خوانده دعوی واگذار نموده و با وی توافق نموده که الباقی ثمن معامله تا تاریخ 22/7/89 پرداخت گردد که در غیر این صورت معامله فسخ می‌گردد و در حال حاضر خوانده از پرداخت الباقی ثمن معامله خودداری نموده است دادگاه صرف‌نظر از اینکه خواهان دعوی سابق بر این مبادرت به طرح دعوی مطالبه مابقی ثمن معامله به‌طرفیت خریدار نموده و طی دادنامه شماره 9109972929300612 مورخ 24/11/91 شعبه اول حقوقی چهاردانگه حکم به محکومیت خریدار نیز صادرشده که این موضوع دلالت به عدول خواهان از حق فسخ احتمالی دارد با عنایت به اینکه به‌موجب توضیحات ذیل قرارداد مستند دعوی در صورت عدم پرداخت مابقی ثمن معامله حق فسخ پیش‌بینی‌نشده و ضمانت اجرای دیگری که ارجاع به قرارداد دستی فی‌مابین طرفین نموده پیش‌بینی‌شده لذا خواسته خواهان را وارد ندانسته و به استناد ماده 197 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل ‌تجدیدنظرخواهی درمحاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.
رئیس شعبه 39 دادگاه عمومی حقوقی تهران [و] مأمور در شعبه 2 حقوقی بخش چهاردانگه ـ ضرغامی


رای دادگاه تجدید نظر

حسب حکایت محتویات پرونده آقای الف.ک. به‌طرفیت آقای ب.م. نسبت به دادنامه شماره 92000419 مورخ 31/5/1392 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی (بخش چهاردانگه) از جهت صدور رأی به بطلان دعوی خواهان مرحله بدوی در رابطه با درخواست فسخ معامله تجدیدنظرخواهی نموده است که با توجه به مجموع اوراق و مندرجات پرونده پیوست و مفاد لایحه و دادخواست تجدیدنظرخواهی و لایحه جوابیه پیوست سابقه به اعتقاد این دادگاه اولاً قطع‌نظر از اینکه متقاضی فسخ حسب حکایت سوابق مطالبه ثمن معامله را نموده که طی دادنامه شماره 91000612 مورخ 24/11/91 شعبه اول حقوقی بخش چهاردانگه حکم بر محکومیت خریدار نیز در این رابطه صادر گردیده است در این پرونده هیچ دلیل و جهتی را در ارتباط با اینکه مشارٌالیه حق فسخ داشته و آن را اعمال نموده ارائه نکرده است ثانیاً دادنامه تجدیدنظر خواسته نیز از حیث مبانی استدلال و استنباط مطابق موازین قانونی صادر گردیده و ایراد و اشکالی بر آن وارد نیست لذا مستنداً به مقررات موضوع ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی مطروحه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید می‌نماید این رأی دادگاه قطعی است.
رئیس شعبه 55 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
اصلانپور ـ نجم‌آبادی

 http://faskh.blogfa.com

مرجع رسیدگی به دعوای اعلام فسخ بیع غیرمنقول

رسیدگی به دعوای اعلام فسخ بیع مال غیرمنقول در صلاحیت دادگاه محل وقوع ملک است.

 

تاریخ رای نهایی: 1392/04/29     شماره رای نهایی: 9209970269500488

 

رای بدوی

خواهان آقای ح.ج. و خانم م.ق. با وکالت آقای س.ن. دادخواستی به خواسته صدور حکم به تأیید فسخ بیع‌نامه شماره 850 ـ 17/7/1390 و قرارداد پیش‌فروش ضم آن مقوم به 000/000/51 ریال به طرفیت خوانده آقای د.ص. تنظیم و تقدیم دادگاه نموده است دادگاه صرف‌نظر از صحت و سقم قضیه و نظر به این‌که حسب اعلام خوانده اقامتگاه وی شهرستان اسلامشهر و خارج از حوزه قضایی شهرستان پاکدشت می‌باشد لذا مرجع صالح به رسیدگی دادگاه‌های عمومی شهرستان مذکور می‌باشند بنابراین دادگاه مستنداً به بند 1 ماده 84 و رعایت ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی و با اتکا به ماده 11 قانون مرقوم قرار عـدم صلاحیت خویش را به اعتبار و شایستگی دادگاه‌های عمومی شهرستان اسلامشهر صادر و اعلام می‌دارد مقرر است دفتر محترم پرونده از آمار شعبه کسر ضمن برگ شماری با حفظ بدل مفید به مرجه ذیصلاح ارسال گردد.
رئیس شعبه 5 دادگاه عمومی حقوقی پاکدشت ـ علوی

 
رای دادگاه تجدید نظر

در پرونده امر بین شعبه پنجم دادگاه عمومی پاکدشت و شعبه سوم دادگاه عمومی اسلامشهر اختلاف در صلاحیت بوجود آمده است بدین نحو که دادگاه پاکدشت به لحاظ اقامتگاه خوانده قرار عدم صلاحیت صادر نموده است و دادگاه اسلامشهر به لحاظ محل وقوع ملک اعتقاد به صلاحیت دادگاه عمومی پاکدشت دارد با توجه به ماده 12 قانون آیین دادرسی مدنی که دعاوی مربوط به اموال غیر منقول و همچنین توابع مربوط به آن را در صلاحیت دادگاه محل وقوع ملک می‌داند در اجرای ماده 27 قانون آیین دادرسی مدنی با اعلام صلاحیت رسیدگی توسط شعبه پنجم دادگاه عمومی پاکدشت حل اختلاف در صلاحیت می‌گردد. رأی صادره قطعی است.
رئیس شعبه 52 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
قربان‌وند ـ فهیمی‌گیلانی

http://faskh.blogfa.com